لذت بخشترین لحظه زندگی من وبابایی
سلام نفس مامان خوبی عشقم می دونم که خوبی قربون نفسات بشم
مامانی یه چیزی هست که من وبابا جون به خاطرش 2 روزه که خیلی خوشحالیم اینکه مامان برای اولی بار وجود تو را با یه احساسی شبیه لرزش توی دلم احساس کردم اون موقع از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم واقعأ با تمام وجودم خدا را به خاطر فرشته کوچولوم شکر کردم که شما را به ما هدیه داده
وقتی به باباجون گفتم اون که یه ذوقی از ته قلبش کرده بود و با تمام وجودش خوشحال بود بابایی هر روز از من می پرسه الان نی نی چندروزش هست الان اندازه اش چقدره من هم بهش می گم هفته اش را بعد بهش مثلا میگم اندازه لوبیا می گه پس چرا بزرگ نمیشه من هرچی ازت می پرسم همین اندازه را می گی می گم خوب چون دیروز همین سوال را ازمپرسیدی
قربونت بشم عزیزم زودتر بزرگ شو آخه من وبابایی دیگه تحمل نداریم دوست داریم زودتر بیایی بغلمون وما را از تنهایی در بیاری فدای اون قلب نازت بشم فدای چشمات بشم


لذت بخشترین لحظه زندگی من وبابایی
