سلام ارسام یا ساینای مامان
سلام قربونت بشم عزیز دلم من وبابا فعلا تصمیم گرفتم واگر شما نی نی مامان دختر خوشگل گیس گلابتون بودی نازدار من بودی اسمت ساینا بزاریم
اسم ساینا
ساینا اسمی با اصالت پارسی که نام یکی از خاندان موبدان زرتشتی هم بود ریشه این اسم در زبان اوستایی است و به معنای فرشته پیروزی یا سیمرغ . سیمرغ پرنده ای است اساطیری که از بهشت به زمین آمده و نماد همه چیزهای پاک و خوب و خالص است ساینا فرشته پیروزی، سیمرغ، دانا و باخرد.
در لغت نامه دهخدا :
ساینا به معنی سیمرغ بوده و کلمه ای به زبان باستانی ایران (پهلوی) است و همچنین نام خاندانی از موبدان زردشتی است .
در بانك اسامي ايراني :
سايهاي كه مشخص و قابل رؤيت باشد ، ساكت و بيصدا ، نام خانداني از موبدان زرتشتي .
زبان کردی: رنگ آبی آسمان
زبان مازندرانی: سایه روشن جنگل، سایه ای که مشخص و قابل رویت باشد.
زبان هندی: سای به معنی خدا و آینا به معنی پژواک، در مجموع به معنی پژواک خدا
زبان یونانی: پرنسس
اسپانیولی: نماد انسان دوری کننده از گناه
ساینا اسم یه درخت افسانه ای هستش که نماد حیات و باروری بوده و در ابتدای آفرینش، ففط این درخت و پرنده سیمرغ وجود داشتن. یه روز سیمرغ از پرواز خسته میشه و روی این درخت می شینه و بالهاشو تکون میده و میوه درخت ساینا رو روی زمین میریزه و حیات و باروری روی زمین گسترش پیدا میکنه.
در زیان اسپانیولی هم ساینا نماد انسان دوری کننده از گناه هستش و در زبان کردی به معنی رنگ آبی آسمان!
البته حدودا دوسال پیش یه آلبوم موسیقی بی کلام به اسم ساینا از آقای محمد رضا مرتضوی منتشر شد که این توضیحات توی بروشور اون آلبوم هم هست
والبته تو بقیه فرهنگ ها اگر بخواهیم ساینا رو لغوی معنی کنیم فقط تو زبان هندی و یونانی میشه معنیش کرد زبان هندی سای معنی خدا و آینا معنی پژواک میده وساینا در کل پژواک خدا و در زبان یونانی معنی پرنسس میده اگر ساینا رو انگلیسی سرچ کنید این دوتا معنی را پیدا میکنید البته ساینا نماد انسان دوری کننده ازگناه هم هست که من هم فقط شنیدم که در زبان اسپانیولی این معنی رو میده و البته در زبان کردی هم معنی رنگ آبی آسمان در ضمن بیشترین فراوانی رو تو کشور روسیه داره
اگر شما پسر بودی شاخ شمشاد بودی گل پسرم بودی اسم شمارا آقا ارسام بزاریم
اسم ارسام
فرهنگ فارسی ارسام ناقه راندن او را تا نشان پای بر زمین گذارد
پرهیزکار
نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی
در گویش لری به معنای "اشکهایم
لغت نامه دهخدا
ارسام . [ اَ ] (اِخ ) ارساماسس . ارسامس . ارسامن . مبدّل ارشام . نام گروهی از بزرگان عهد هخامنشی از جمله نام پدر هیستاسپ (ویشتاسپ ، گشتاسب ) و جدّ داریوش . (ایران باستان ص 2450). || پسر داریوش (بزرگ ) از آرتیس تُن دختر کوروش . وی در عصر خشایارشا زمانی رئیس میکیان بود. (ایران باستان ص 733). در زمان دیگر فرمانده ٔ اعراب و حبشیانی که بالای مصر سکنی داشتند. (ایران باستان ص 734). || پسر ارته باذ که با پدر و دو برادر خود آنگاه که اسکندربگرگان شد، نزد او رفتند. (ایران باستان ص 1641).
نیرومند. (کسی که دارای نیروی خرس باشد)
آرسام پسر هفتم داریوش بزرگ.برادر خشايار .نوه کورش بزرگ پسر آتوسا.فرمانده سپاه جاويد.عاشق دختر عموى خود سميرامیس در سن 18سالگی در تنگه ترموپيل کشته میشود معشوق او بعد از شنيدن خود کشی می کند


سلام ارسام یا ساینای مامان
