پرنسس تابستانی پرنسس تابستانی ، تا این لحظه: 12 سال و 26 روز سن داره

عزیزه دل ما

26/11/92 اولین آزمایش و یه کم نگرانی به خاطر امید زندگیم

سلام مامان قربون اون قلب فرشته ی نازت بشه که الان داره تو وجودم تالاپ و تولوپ می کنه خوبی مامانی باید خوب باشی اخه تو ثمره عشق من وبابایی هستی تو نور زندگی من هستی تو همه چیز من وبابایی هستی فدات بشم اول یه خبر خوب این هفته که رفته بودیم شهرستان اسم انتخابی تو را به باباجون واینها گفتیم همه گفتن خیلی قشنگه ولی بابا جون گفت بزارین اسمش را کورش یا داریوش من هم گفت این اسمها خیلی برای نینی سنگینه و بابا هم گفتم من اسم ارسام و ساینا را دوست دارم  انشالله شما سالم به دنیا بیایی بیایی بغل مامان یدونه اسم خوشگل برات میزارم قربون اسمت بشم عشقم یدونه خبر بد امروز جواب آزمایش را بردم پیش خانم دکتر بهم گفت یه کوچوو کم کاری تیروئید داری  ق...
27 بهمن 1392

اولین سونو گرافی ودیدن ثمره عشقم

مامان جونم سلام عزیزم من ببخش مامان خوبی نبودم از اون روز که شما اومدی تو دلم نتوانستم زیاد برات بنویسم عسلم خوب آخه این کامپیوتر هم یذره خرابه نفسم مامان ببخش باشه عمرم مامانی دیروز ١٩/١١/٩٢ رفتم سونو گرافی و قلب شما را که داشت عین قلب فرشته ها صدا می کرد دیدم باورم نمی شد همینطور چشم دوخته بودم به مانیتور و اشک تو چشمام حلقه زده بود اصلا باورم نمی شد عزیز دلم من با اون قلب کوچولوش تو وجودمه الهی مامان فدای قلب کوچولوت بشه عمرم امروز هم ٢٠/١١/٩٢ رفتم دکتر و سونو را نشون دادم واون هم گفت خدا را شکر همه چیز عالی تازه امروز مامانی خیلی فعال شده بودم کلاس بارداری رفتم پیش ماما رفتم که وضعیت مامان قد و وزن را چک کنه که اونها هم خوب بود ولی ی...
20 بهمن 1392

مامان قدمت رو چشمام قربون پاهای کوچولوت بشم

مامان جونم فدات بشم ممنونم که مهمون دلم شدی ممنونم که من به عنوان مامان خودت انتخاب کردی الهی قربون کوچولویت بشم ناز خوشگلم دیروز ٥/١١/٩٢ رفتم آزمایش دادم وبتام ٢٥٠ بود مامانی خیلی ترسیدم گفتم خدای نکرده مشکلی برات پیش اومده که هورمونت رشد نکرده ولی امروز رفتم دکتر وجواب ازمایش نشون دادم خدا را شکر همه چیز خوب بود وهیچ مشکلی نبود حالا شما الان پیش مامانی همه امیدمی زندگی منی نفسم مامانی امروز رفتم برات یدونه بلوز وشلور خریدم سفیده با خالهای قرمز خیلی خوشگه از ظهر تا حالا دارم براش ذوق می کنم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست دارم مامانی قول میدم عکسش را برات بزارم یدونه جوراب هم همون روز که از آزمایشگاه می امدم خرید...
16 بهمن 1392

مامانی جونم قند عسلم فکر کنم تو دلم اومدی عمرم

http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=708451&PageNumber=1       قربون چشمات بشم سلام صبح بخیر  مامانی امروز بی بی چک گذاشتم یدونه خط کم رنگ اومده این یعنی اینکه مهمون دلم شدی قدمهای خوشگلت را روی چشمام گذاشتی عمرم اصلا نمی توانم باور کنم خدایا یعنی منم مامان شدم خدا جونممممممممممممممممممممممممممممم شکرتتتتتتتتتتتتتت خدا جونم  باورم نمیشه ...
28 دی 1392

مامانی فهمیدم که دوستم نداری

قربونت بشم مامانی فهمیدم دوستم نداری آخه امروز یدونه لک قهو های اومد که نشون داد تو  تو دل مامان نیستی خیلی ناراحت شدم وگریه کردم آخه چرا مگه من چه کار بدی کردم آخه مگه من چی گفتم من که گفتم اگر تو بیایی تمام زندگیم به پاهات میریزم من که گفتم اگر مهمون دلم بشی همه کاری به خاطرت می کنم چرا مامان تنها گذاشتی چرا دل مامان شکستی
3 دی 1392